سفارش تبلیغ
صبا ویژن

شجاعت دربیان شعر            

ابو الاسود دوئلی درشهادت حضرت على(ع) گفت‏: به معاویه فرزند حرب خبر بده چشم بدخواهان هرگز روشن مباد. در ماه رمضان ما را ماتم زده کردید. آن هم به مصیبت بهترین تمام مردم. شما بهترین کسى که سوار چهارپایان یا کشتى شده کشتید. بهترین کسى که رحل بسته و کفش بپا کرده و راه رفته و بهترین کسى که آیات قرآن و مثانى و مبین را خوانده (کشتید) چون با پدر حسین (على) روبرو شوى یک ماه (از روى او) مى‏بینى که چشم بینندگان را خیره مى‏کند. قریش هر که و هر جا باشد مى‏داند که تو از حیث حسب و مقام و از حیث دین و ایمان بهترین فرد آنها میباشى.18 ‏

وقتى امام حسین علیه السلام در کربلا کشته شد و ابن زیاد سر او را پیش یزید فرستاد، ابو الاسود دوئلی رضى الله عنه نیز ضمن قصیده‏اى در باره رفتار ابن زیاد با حسین، چنین گوید: «از فرط غم میگوئیم خدا ملک بنى زیاد را نابود کند و آنها را بسبب مکر و خیانتى که کردند از میان بردارد، چنانکه قوم ثمود و عاد را از میان برداشت.»19 همچنین درابیاتی گفت:آیا گروهى که حسین را کشتند امیدى به شفاعت جد او به روز حساب خواهند داشت؟ 20

ابو الاسود در سوگ امیرالمؤمنین علیه‏السلام و بیعت با امام حسن علیه‏السلام

پس از شهادت امیرالمؤمنین‏علیه‏السلام ابو الاسود بر فراز منبر رفت و خطبه جالبی ایراد کرد و چنین گفت: ای مردم! مردی از دشمنان خدا که از دین خارج شده، امیرالمؤمنین ‏علیه‏السلام را در حالتی که برای تهجد و نماز به مسجد آمده بود و در شبی که امید می‏رفت، شب قدر باشد، به قتل رسانید. آه! چه شهید بزرگواری که خداوند مقتل و روحش را گرامی بدارد، همانا روحش با نیکی و پرهیزگاری و ایمان و احسان به سوی خدا عروج کرد و با خاموش شدن نورش، نور خدا در روی زمین خاموش گشت و بعد از این، دیگر روشن نمی‏گردد و رکنی از ارکان خدا از بین رفت که دیگر کسی مثل او نمی‏آید. در مقابل این مصیبت از خدا طلب صبر می‏کنیم. «إناللَّه و انا الیه راجعون».سلام و رحمت خدا بر آن و روزی که او به دنیا آمد و روزی که به شهادت رسید و روزی که زنده و مبعوث خواهد شد.»

سپس بسیار گریست، بعد مردم را به امامت امام حسن‏علیه‏السلام سفارش کرد و مطالبی در عظمت حضرت حسن علیه‏السلام بیان کرد؛ به دنبال سخنان وی، مردم با امام حسن ‏علیه‏السلام بیعت کردند.21

تابیرعشق ابوالاسود دوئلی به حضرت علی(ع)

روزی زیاد بن ابیه از ابوالاسود درباره به علاقه او به حضرت علی علیه‏السلام پرسید، ابوالاسود گفت: همانا محبت علی علیه‏السلام دائماً در قلب من زیاد می‏شود، چنانچه محبت معاویه در قلب تو زیاد می‏شود، پس همانا من به محبت علی، خدا و دار آخرت را می‏جویم، و تو به محبت معاویه، دنیا و زیبایی‏های آن را می‏طلبی.سپس با اشعاری حالت خود و زیاد را مجسم نمود.22

موضع‏گیری در مقابل هدیه معاویه

روزی معاویه مقداری حلوای بسیار خوشرنگ و خوشمزه برای ابو الاسود فرستاد؛ وقتی دختر پنج ساله‏اش آن حلوا را دید، بی‏اختیار لقمه‏ای از آن برداشت و در دهان گذاشت، ابو الاسود گفت: دخترم این حلوا را نخور و آن را بیرون بریز؛ زیرا آن زهر است و این شیرینی را معاویه فرستاده تا بدین وسیله ما را بفریبد و محبت علی را از دل ما بیرون کند و دوستی خود را در دل ما جای دهد.دخترک گفت: خدا روی معاویه را سیاه کند. آیا با حلوای زعفرانی می‏خواهد ما را از مولای پاک و عزیزمان جدا کند؟ مرگ بر فرستنده و خورنده آن باد. 23

کرامت و احترام ابو الاسود دوئلی تا پایان عمر

ابو الاسود از شخصیت‏های ممتازی بود که از نظر عقل، درایت، اراده، سخنوری قوی و همواره مورد احترام مردم و شخصیت‏های جامعه بود و حتی در سنین پیری و سال‏خوردگی از این امتیاز برخوردار بود.

«ابو العباس مبرد» نقل می‏کند که: «زیاد بن ابیه» به ابو الاسود گفت: اگر ناتوان و ضعیف نشده بودی (چون در سن پیری بود) تو را بر بعضی از کارها می‏گماشتم.

ابو الاسود گفت: کاری که برای من در نظر داری، ناتوانی و افتادگی مرا می‏خواهد.

زیاد گفت: همانا کار و تلاش نیرو می‏خواهد و تو را برای کار، ناتوان می‏بینم. ای ابو مغیره، چه بسا امر مبهمی که من با حزم و عقل و دانایی برطرف می‏کنم.24

 


اولین دیدگاه را شما بگذارید

 ادامه :دل...   


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ
پخش زنده حرم